على محمدى خراسانى

373

شرح منطق مظفر (فارسى)

مساوى آن نوع است ؟ جواب : علّت آن است كه همان‌طورى كه در مباحث الفاظ اين كتاب در مبحث تباين و ترادف گفتيم : كلمهء ناطق از حيث معنا و مفهوم داراى معناى وسيعى است و به معناى مدرك كلّيّات بودن است و ناطق يعنى « ذات ثبت له النطق يا شيئ له النطق » و اين معناى كلّى قابليّت دارد بر اشياء مختلفة الحقائق از انسان و غيرانسان صدق كند پس مفهوما اوسع است اگرچه بالفعل و در خارج افراد آن على المشهور ، منحصر در انسان بوده و تنها بر اشخاص متفقة الماهيّة يعنى مصاديق انسان صادق است ولى اين مطلب موجب محدوديّت معنا و مفهوم آن نمىشود و در مباحث كلّى در رابطهء با اقسام كلّى اشاره شد كه چه‌بسا مفهومى في حدّ نفسه كلّى باشد و معذلك ممتنع الافراد يا ممكن الافراد باشد و در خارج فردى پيدا نكرده و . . . و تازه از لحاظ انحصار فعلى هم مطلب قابل بحث است چرا كه ادراك كلّيّات منحصر به انسان نبوده و فرشتگان نيز كه به قول فلاسفه ، مجرّدات مىباشند مدرك كلّيّات هستند ، لذا برخى برآنند كه انسان حيوانى است كه ناطق و مائت است و به‌هرحال مفهوم ناطق وسيع‌تر از مفهوم انسان است . ولى بالقوّة و به‌حسب مفهوم قابليّت صدق بر كثيرين را دارد و تعريف مفهوم كلّى بر آن صادق است كه : « ما لا يمتنع فرض صدقه على كثيرين » ، در نتيجه مفهوم ناطق با مفهوم انسان مساوى نبوده بلكه اعمّ از آن است و هر ذات اعمّى ، جنس ناميده مىشود . 2 . يا اين است كه اين محمول در طريق ما هو واقع نمىشود ، كه در اين صورت نامش را عرض مىگذاريم و عرض در اصطلاح باب كليّات خمس مقسم است براى سه قسم . 1 . عرض خاصّهء مساوى با معروض ( بسيط يا مركّب ) . 2 . عرض خاصّهء اخصّ از معروض مثل عالم ، كاتب ، طبيب و . . . 3 . عرض عامّ مثل ماشى ، آكل ، شارب و . . . ولى در باب جدل ، عرض خاصّه در قسم محمول مساوى داخل شد و اصطلاح عرض ، دو قسم را شامل است . 1 . عرض عامّ . 2 . عرض اخصّ از معروض ، وجه مشترك هردو در اين است كه اوّلا مساوى با موضوع نبوده بلكه اعمّ يا